لحظه

ابری نیست

باران نمی باراد

خشکسالی کویرها را بی رونق کرده است

کجاست ابراهیم؟ کجاست بوی پیراهن یوسف؟

زمان می گرید.برای غربت صحرا,پوست چروک افتاده زمین

فرقی نمی کند شب باشی یا روز. خورشید ناپیداست. آنسوی اقیانوس خیال.

گاهی دلم برای نسیم

برای سایه ام

برای شما

تنگ می شود

حضور ثانیه ها ........دلتنگ می شود.

 

تقدیم به او که با خورشید نگاهش دستم را گرفت.......توسکای مهربانم

/ 1 نظر / 20 بازدید
آبرا

فرانكلين : پيش از ازدواج كردن چشم ها را خوب باز كنيد ، و بعد از آن كمي آنها را روي هم بگذاريد .[گل]