چند کار کوتاه

در زلال چشمانی گمم

که مرا می برد تا دور

در............مادرم

*************

می جوشد از درونم

فیروزه عطش!

آهوی کوهی با توأم

پروانه ام باش

*************

ای چاله سیاه

در انتهای سرخ

در انتظار یوسف گم گشته ات نباش

************

یک لکه سیاه

در انتهای گلبرگهای زرد

در ماتم باریدن اشک بهاری است

************

به آنکه غبار خشمش را بر آسمان ریخت:

شکوفه های صورتی 

  باشد برای تو

سرخ و سیاه و مستی

   باشد برای من

*************

پروانه برهنه شد

وقتی که در عمق

شناگری را آموخت

و در آبی..........پرواز را

**************

پرنده من!

بی صدا بال هایت را به پرواز در بیاور

دشت و جنگل ......... خوابیده اند

*************

ابرم که دلم پر شده است از باران

ای دره خاموش

پذیرایم باش

************

امشب از نو آغاز می شوم

پیچیده در غنچه نیلوفری

و تهی می شوم از راز بزرگ

چکه چکه چکه...

/ 1 نظر / 18 بازدید
نسیم

وای وای وای! چه عالی. سلام محشره .حسودیم شد. لال شدم.