گریز

کبوتران را پر می دهم به سوی طواف کعبه دستانت

تا رها شوم از این طلسم...تا بگریزم

تا خاکسترم بوزد در نسیم دوست

دستهایم را به آسمان پرتاب می کنم و نم نم چشمانم را به خاک

و

سرزمین مادری ام را به تاراج.

تو که همنفس شعر و ترانه ای در میان انتشار نور

جاذبه گیاه را در فصل بلوغ از یاد مبر

/ 1 نظر / 6 بازدید