کار کوتاه

 

 

 

چه کسی ایستاده اینجا؟

فردا یا 200 سال بعد

چه کسی پیش از من

نی لبکش را می تراشد؟

چه کسی اینطرف پنجره هاست؟

                     

 ******************

 

 بهار و

- لبخند می شود تمام پنجره

و استکان خالی چشمی

به روی طاق

لبریز می شود

قطره   قطره    قطره

از خالی و ،

               خالی 

 

****************

تاکسی بوق می زند

، بوق می زند

نگاهی از روی تخت کنار پنجره درمانگاه

می ریزد

در امتداد خیابان

 چیزی از گذشته کم دارد

تمام خاطره ها را

که می کاود

و فقط بوق می زند تاکسی،

                                     بوق می زند

 

 

 

/ 2 نظر / 22 بازدید
علی جهانگیری

حق و فقط حق بابا ماشاالله داری میری به سمت کوری چشم هیچکس مخصوصا اون، استکان خالی چشم، خیلی زیبا و عمیق بود هولم نکن بذار بقیه رو هم بخونم نظر باشه برای بقیه ی دوستان