چند کار کوتاه

افتاده ام، اما

داائم نظر به حق دارم

......................

به پهنای افق ممتد و ناظر به مسیرم

از کوه بگذر، خاک را بسای و

دانه های شن را

پرواز بده

.....................

بصیرت را چشم بگشا

به نسیم گوش فرا بده

به گریه ابر و خنده برق بنگر

آنگاه که قهقه تندر را می شنوی!

....................

به بهاران گوش فرا بده

و به استقبال گل سرخ، از سرمای دی دیوانه، بگریز!

....................

ای کاش عطر معنای مرا می یافتی

معترف به تقصیر

و نگران

ناظر به مسیر

.................

مرا جز با دشت های فراخ

                                   انس و الفتی نیست

.................

صدایم را بنوش

و در زلال آبی ام، دست بشوی

................

پیکرم

زرد، سرخ، نارنجی

گرمی عطر سوختن دارم

...............

بیاموز نیکی ای را

که در بانگ سگ باشد!

...............

لک لک در جستجوی افق بانگ می زند:

برای تو

         همه چیزم برای تو!

..............

و در آخر:

بر این ماه مبارک

راه بپیمای

ای که راغب در سلوکی!

 

/ 0 نظر / 18 بازدید