هوس

 

 

این پنجره

این پنجره ی کوچک

که فانوس می گیرد

                     به خاک و خورشید

وسوسه ای بالغ نبود ؟

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
نگار

سلام سوما جان شعرهات خیلی زیباست بخصوص وقتی عمیق تر می شه یعنی اشعار اخیرت استاد خیلی خوبی داری و مشخصه راهنمایی های خیلی خوبی بهت می کنه که تونستی اینقد خوب پیشرفت کنی امیدوارم همیشه موفق باشی و هر روز شاهد اشعار زیباتری باشیم [گل][گل][گل]

م - رنجیده

. =[گل] سلام ... -------------[گل] برای تو که : مادرم نامت را درکتاب قصه‌های مادربزرگ خواب دیده بود . برای گُلپونه‌های عاشق ، که پشت چشمهای من درچمدانی از غربت نشسته‌اند ، وتورا که باکوله‌باری از خوشبختی به‌سوی سرنوشت می‌روی نظاره میکنند. ------------------------------[گل] عسل طلای مهربون بیا برام غزل بخون بخون که ما تُو راهیم شاعروبی‌گُناهیم بخون همیشه عاشقیم یه دشت پُر شقایقیم ما هردومون دیونه‌ایم خسته از این زمونه‌ایم خسته‌ی این زمونه‌و... ما شاعرا دیونه‌و... .....................[گل]

سارا گرجی

حل نمی شوی که در این فنجان قهوه به سلامتی ات ودکـــــا بنوشم بر اندیشه ام که بنشینی با دود سیکار بیرون می کشم ات تا آنجا که جایی برای نشستن ام نیست ____________________________ به روزم و منتظر حضور سبزت[لبخند][گل]

علی جهانگیری

سلام و سبز بعضی کارها و سروده هایت اینقدر زیبا شده که دوست داشتم یک کامنت خصوصی میذاشتم برات اما دیدم نامردیه بی خیالش همینجا میبوسمت فکر و قلمت مستدام باد