تمنا

آنگاه که بر افق جاری می شوی

و بر عمق می نشینی

می جویمت.

نگاهت را از من نگیر

ای انکه سرمه جادوی نگاه غزل گویت

جان می بخشد

شقایق خونین کفن را

در هفتمین آسمان شعر و ترانه

من...آمده ام

با کوله باری از حسرت و درد

و

دستانی کشیده به بلندای آسمان.

ای قامتت بلند، ای آخرین اختر تابناک شب

ای آیت زمین

ای رحمت خدا

بر من ببار، مرا جاری کن

و

گل کوزه مرا

از نو

قالب بریز 

/ 2 نظر / 18 بازدید
نسیم

این یکی خیلی محشره.آفرین آفرین آفرین.

نسیم