درود

سلام دوستای خوبم

وقتی تاریخ اخرین سروده ام را نگاه میکنم میبینم انگار اندازه یک عمر به خودم سر نزدم! و خدا می دونه که چقدر دلتنگ این خود هستم خود بدون هیچ دلمشغولی خود شاعریم و خود ... اه. از همه خوبانی که تو این مدت واسم پیغام گذاشتن دعوتم کردند و من واقعا بخاطر مسئولیتهایی که بیشتر شدند نتونستم سر بزنم ممنون و عذرخواهم اما یه خبر خوب !

.

.

.

تا 2 یا 3 هفته دیگه دختر نازم سلما بدنیا میاد و اون رو تو بغلم میگیرم انشال.. اونی که برام تجسم زنده موهبت الهیست و عاشقانه دوسش دارم و تولدش رو لحظه شماری میکنم. توی این لحظات قشنگ به یاد همتون هستم و از خدا میخوام دل همه رو شاد کنه. به امید روزی که بتونم دوباره قلم بزنم.

 شاد باشید

/ 13 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهمن محمدزاده

سلام و تبریک بانو

با سلام و احترام دعوتید به «چشم های او و جهان» پیشاپیش سپاس از حضور سبزتان.

جهاان

جانان...به شعرم میخوانمت....سپاس

akbri

برای خوانش چند کوتاه بیایید

سید علی رضایی

لالا لالا گل پونه شبای سرد مهتابی لالا لالا بخواب دایی دلم تنگه نمیخوابی با یک لالایی برای عسل بانو بروزم و منتظر حضورتون[گل]

جهاان

گرامی دوست هنرمند به نقدشعر می خوانمتان سپاسگزارم

جهاان

سلام دوست هنرمند... به نقدشعرمی خونمتون... سپاسگزارم....جهان

والیزاده

سلام .بعد از ماه ها با یک یادداشت به بهانه شعر نصرت به روزم و شما با احترام دعوتید

شهاب ق

سلام شعر شما منو به گذشته میبره جایی که سمیه و شهاب حتی روحشون از هم جدا نبود