با سکوتی بی قرار

خاموش نکن

صدای زنگ خنده هایت را

که هر شب

می چکد از سقف اتاقم

و فانوس می گیرد

رویاهایم را

من

در جشن تولدم    تورا     به خودم     هدیه داده ام

مثل معمای جدولی

پیچیده

       سخت

                  اشتیاق آور

در برابر چشم

خاموش نکن......

بگذار خیس شوم

++++++++++++++

 

راهی به قدمت تاریخ

شاپرک ها را طواف می دهد

و مادیان را

شبیه یک درخت

ریشه زده ام

در امتداد راه

و تو

از وزیدن میان گیسوانم

پرهیز می کنی

سیگاری

به پای ما می سوزد

کولی هنوز می خواند

"اومده دیوونه تو...."

حسود می شوم

تمام واژه ها را حذف می کنم

به جز

تو را

سکوت می کنم

 

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مختار رنجیده یامچی

. = سلام ...[گل] ---------------- شعر بسیار زیبایی رو خوندم و لذت بردم...[گل] ----------------------------------------------------- واقعیت اینکه کارهاتون نسبت به گذشته بسیار زیباتر و روان تر شده ... موفق باشی ....[گل]

مهدی موسوی

سلام خوب بود البته بسیار از تصاویر میتوانست عینی تر و و صمیمی تر باشد . وقتی از دایره ی عینیت دور میشوید فاصله ی خودتان را با مخاطب زیاد می کنید .

عبداله عمراني

سلام شعر زیباییست اما فکر کنم (و) قبل از مادیان اضافی باشد تو از وزیدن ... پرهیز میکنی تعبیر قشنگیست ممنون که سرزدید

سیده زهرابصارتی

سلام عزیزم خوبی ؟ ممنون از لطفت و همچنین ممنون به خاطر دعوتت به این شعرهای زیبا. شعرهایی با حالو هوایی عاشقانه . که البته عناصر شعرت با هم متوازن و هما هنگ است و به دلیل حسی بودن حال و هوایش رنگ حضور بقیه عناصر کم رنگ تر نشده . وضربه های بعضی سطور در هر شعر مثل: در جشن تولدم تو را به خودم هدیه دادم. ...که مخاطب را به وجد می آورد و حسی زیبا و پیش بینی نشده به او هدیه می دهد. ویا : سیگاری به پای ما می سوزد... مرسی به خاطر نگاه متفاوتت به واژه ها و خلق این آثار زیبا.

ی ه .. ر ه گ ذ ر .. حسین صولتی

با درود .... دوست خوبم خانم اخلاقی .. البته بنده .. دیشب از وب بلا گ شما دیدن کردم ... لینک شما را در بلاگ یکی از دوستان دیدم ... به هر حال خوشحالم .. با شما به سروده ایی زیبا دعوت شدم خاموش نکن صدای زنگ خنده هایت را که هر شب می چکد از سقف اتاقم و فانوس می گیرد رویاهایم را من در جشن تولدم تورا به خودم هدیه داده ام مثل معمای جدولی پیچیده سخت اشتیاق آور در برابر چشم خاموش نکن...... بگذار خیس شوم ...................................... خاموش نکن زنگ خنده هایت را که می چکد از سقف اتاقم رویاهایم و فانوس می میمیرد به اشتیاق در برابر چشمانم مثل معمای جدولی پیچیده سخت مثل جشنی که تو را در تولدم به من هدیه می کند

ی ه .. ر ه گ ذ ر .. حسین صولتی

و شاپرک تمام راه را شبیه بال یک درخت سکوت می کند من حسود میشوم تمام واژه ها به جز مرا را دانه دانه ریشه میزنی و من به جز تو را فقط سکوت می کنم ببخشید بانو .... دوست داشتم شعر تان را اینگونه می خواندم .. ممکن است تاشعر زیبای شما فاصله ی زیادی داشته باشه

حسین دیلم کتولی

سلام...ارادت....گلویم را به آب میسپارم تا اینهمه تشنگی به کویرم نبرد .....ممنون

امین شیرزادی

سلام.دوست ارجمندم برای غزلخوانی دعوتتان میکنم با ارادت[گل]