تراش از سکوت

زخم می خورم از نگاهی

گاهی که تراش می خورم از سکوت

و نور از طواف مکرر گور باز می گردد

خسته نمی شوم

از سنگ هایی

که دهانم را

اسیر مرگ می خواهد

 

/ 2 نظر / 20 بازدید
سیتکا

سلام این روزها شب هایش شب ترند و سکوتشان فریادتر با ارادت و احترام[گل]

هیچک.

می ترسم از نگاه فرو مرده در سکوت می ترسم از سکوت فرو خفته در نگاه می ترسم از سکوت می ترسم از نگاه می ترسم از سپيد می ترسم از سياه