پرواز

رنگی شبیه مادرم

گره خورده بود

بر اندام نفس هاش

بالا می رفت

از دیوارها

با  دست های گربه ای

و در امتداد سایه اش

پرنده ای

تاب می خورد

که پرواز را

از هوا نیاموخته بود...

 

 

 

_ پیشاپیش فرارسیدن عید نوروز را به همه خوبان زلال اندیش تبریک می گم و براتون آرزوی بهترین ها رو دارم

/ 82 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي حبيبيان

سلام. شعرتان زيبا بود. البته با شروعش موافق نيستم. تصويري گنگ و دور از دست است. اشعار كوتاهتان عالي بود. دست مريزاد. موفق باشيد تا بعد...

حسین میری

رودخانه که از دشت میگذرد انقدر ارام است تا بوفالوها پوزه تمساح را نبینند ... ! سلام بروزم

ماه ونخل

. . . و در امتداد سایه اش پرنده ای تاب می خورد که پرواز را از هوا نیاموخته بود زیبا بود... با احترام دعوتید به خوانش شعر...

الهام ميزبان

سلام گلم ممنونم و امیدوارم حضوری ببینمت و تشکر کنم نمایشگاه فرصتی برای شعر خونیمون میشه دیگه نه؟

عابد اسماعیلی

با سلام و درود و شعر... ماهی که آب دید نپاید به خاکدان // ظاهراً تو گلوله ای هستی /در رکاب ِ تفنگ ِ مردی مست هر کجای مسیر باشی باز /یک نفر توی ِ طالع ِ تو هست --------------------------------------------------------// مانیـــــــــــــــــــــــــــــــا به روز است / با درد / و البته می خواهم شاعر بمانم ..... زاییدن هم اینطوری درد ندارد. دکترم گفته حتمن باید نشانه ای داشته باشد اما نمی دانم چرا وقتی کلاهم را برعکس روی سرم می گذارم کسی متوجه نمی شود بیمارم -----------------------------------------------------// "دیوانه وار در دلم می گفتم آه فرانچسکو! فرانچسکو! درست همانطور که بقیه می گویند آه خدا! خدا!......" -------------------------------------------------//------ توی ِخواب دوچرخه می غلطید/ روی ِ برف ندیده اسکی شد من که از اولش نفهمیدم / لحظه ای کِه شکسته شد چی شد؟ منتظر دیدار دوستان و نظرات گرانبهایشان هستم................................